یادداشت ؛ شهروند باشتی به شهردار مهندس عمار محمدی، شهردار محترم باشت گاهی برای ساختن آینده یک شهر، لازم نیست از صفر شروع کنیم؛ کافی است داشتههای خودمان را بهتر ببینیم و درستتر استفاده کنیم. من مهران امینی، شهروند باشت، این نوشته را با احترام به جنابعالی و جایگاهتان مینویسم؛ اما یک سؤال جدی […]
یادداشت ؛ شهروند باشتی به شهردار
مهندس عمار محمدی، شهردار محترم باشت
گاهی برای ساختن آینده یک شهر، لازم نیست از صفر شروع کنیم؛ کافی است داشتههای خودمان را بهتر ببینیم و درستتر استفاده کنیم.
من مهران امینی، شهروند باشت، این نوشته را با احترام به جنابعالی و جایگاهتان مینویسم؛ اما یک سؤال جدی دارم:
آیا امروز ساخت یک پارک جدید، از احیای پارکها و فضاهایی که همین حالا در باشت داریم، مهمتر است؟
من با ساخت پارک مخالف نیستم؛ اتفاقاً باشت به پارکهای زیبا، روشن، امن و بانشاط نیاز دارد. اما قبل از افتتاح پارک جدید، بیایید سری به پارکهای قدیمی بزنیم.
پارک باوی را ببینیم؛ آیا امروز آنگونه که شایسته مردم باشت است، روشن و زنده است؟
شهربازی باشت را ببینیم؛ جایی که میتوانست محل خنده کودکان و دورهمی خانوادهها باشد. شهربازی برای نگهداری وسایل و تجهیزات شهرداری ساخته نشده؛ برای خنده کودکان ساخته شده است.
پارک تپهای را ببینیم؛ فضایی که در دوره مهندس موسوی ایجاد شد و میتوانست یکی از نقاط زیبای شهر باشد، اما امروز نیازمند ساماندهی جدی است.
پارکهای محلهای موجود را ببینیم؛ آیا همه آنها روشنایی، فضای سبز و امکانات مناسب دارند؟
و ورودی شهر را ببینیم؛ همان جایی که روزگاری فضای سبزش محل نشستن و استراحت مردم بود.
ورودی شهر، ویترین شهر است.
چه زیباست مسافری که وارد باشت میشود، به جای دیدن فضاهای خاموش و رهاشده، شهری باطراوت، منظم و زنده ببیند و با خودش بگوید:
Welcome to my beautiful city
به شهر زیبای من خوش آمدید.
در کنار اینها، مجتمع تفریحی، فرهنگی و رفاهی باشت را داریم؛ مجموعهای حدود چهار تا پنج هکتاری که در گذشته متعلق به بنیاد مستضعفان بوده و در دوره شهرداری مهندس موسوی مراحل واگذاری آن انجام شده است.
چنین ظرفیتی سالهاست پشت حصار مانده است.
سؤال مردم روشن است:
وقتی چنین فضاهایی در شهر داریم، آیا نباید قبل از ایجاد ظرفیت جدید، ظرفیتهای موجود را زنده کنیم؟
پارک ساحلی هم در حال اجراست و امیدواریم با جدیت و سرعت بیشتری به سرانجام برسد.
پس سؤال اصلی این است:
آیا مشکل باشت کمبود پروژه است، یا کمبود استفاده درست از ظرفیتهایی که همین امروز در اختیار داریم؟
گاهی روشن کردن یک پارک موجود، از ساختن یک پارک جدید مهمتر است.
گاهی احیای شهربازی، از ایجاد یک فضای جدید برای کودکان ضروریتر است.
گاهی بازگرداندن یک فضای رهاشده به مردم، ارزشمندتر از آغاز یک پروژه تازه است.
جوانان شهر ما کجا بروند؟
کودکان کجا بازی کنند؟
خانوادهها کجا بنشینند؟
سالمندان کجا قدم بزنند؟
کافه رفتن ایرادی ندارد، اما چرا انتخابهای تفریحی جوان باشتی اینقدر محدود باشد؟
چرا جوان شهر ما نباید یک پارک زیبا، روشن، امن و زنده برای قدم زدن، ورزش و دورهمی داشته باشد؟
باشت شهر کوچکی است و طبیعی است که تنوع تفریحی آن محدود باشد؛ اما قرار نیست شهروند باشتی همیشه با دیدن زیبایی شهرهای دیگر حسرت بخورد.
شهر فقط آسفالت و جدول و خیابان نیست؛ شهر یعنی جایی برای زندگی کردن.
شهرداری شاید نتواند مشکلات اقتصادی مردم را حل کند، اما میتواند کاری کند که یک خانواده چند ساعت در یک فضای زیبا آرامش داشته باشد، کودکی بازی کند و جوانی با خیال راحت قدم بزند.
جناب مهندس محمدی، برای تغییر حال باشت لازم نیست همه کارها را بهتنهایی انجام دهید.
از ظرفیت فرمانداری، استانداری، نماینده مجلس، شورای شهر و کارشناسان استفاده کنید.
فرماندار محترم، مهندس برازنده، خود سابقه شهرداری دارد و بهتر از بسیاری میداند که مدیریت شهری فقط ساخت پروژه نیست.
از تجربه شهرداران گذشته و شوراهای قبلی هم استفاده کنید.
قرار نیست با تغییر مدیر، تجربه شهر از صفر شروع شود.
اگر در دورهای کاری درست انجام شده، ادامه دادن آن دفاع از یک فرد نیست؛ دفاع از سرمایه شهر است.
به انتخابات شورای شهر هم نزدیک میشویم، اما مردم فقط به افتتاحیهها نگاه نمیکنند؛ مردم میپرسند بعد از افتتاح چه شد؟
پارک روشن ماند؟
مردم توانستند از آن استفاده کنند؟
کودکان شادی کردند؟
خانوادهها جایی برای نشستن داشتند؟
یا چند سال بعد دوباره همان پروژه نیازمند احیا شد؟
من با ساخت پارک جدید مخالف نیستم؛ با ساختن پارک جدید در شرایطی که پارکهای قبلی هنوز نفس میخواهند، سؤال دارم.
با توسعه مخالف نیستم؛ با توسعه بدون اولویتبندی سؤال دارم.
مردم باشت فقط پروژه نمیخواهند؛ زندگی بهتر میخواهند.
جوان، فضای نشاط میخواهد.
کودک، شهربازی میخواهد.
خانواده، آرامش میخواهد.
سالمند، فضای مناسب برای قدم زدن میخواهد.
و همه مردم میخواهند وقتی وارد شهرشان میشوند، به باشت خودشان افتخار کنند.
جناب مهندس محمدی؛
پیشنهاد من روشن است:
پارک باوی را احیا کنید.
شهربازی را به کودکان برگردانید.
پارک تپهای را سامان دهید.
پارکهای محلهای را زنده کنید.
ورودی شهر را دوباره زیبا و سرزنده کنید.
مجتمع بزرگ تفریحی و رفاهی را از حصار بیرون بیاورید و برای آن تعیین تکلیف کنید.
پارک ساحلی را به سرانجام برسانید.
و اگر پس از همه اینها، پارک محلهای جدید واقعاً اولویت شهر بود، مردم نیز قطعاً از آن استقبال خواهند کرد.
شهر را فقط با افتتاح پروژه نمیسازند؛ با نگهداری، برنامهریزی، اولویتبندی و ساختن امید در دل مردم میسازند.
روح شهر من خسته است.
بیایید کمک کنیم دوباره نفس بکشد.
قبل از افتتاح پارک جدید، سری به پارکهای قدیمی بزنیم.
مهران امینی
شهروند شهر باشت