یادداشت ارسالی؛ فرشید کرمی از معاونت تربیتبدنی ادارهکل آموزش و پرورش رفت؛ کمان حذف، به سمت پرتابکننده برمیگردد! در جغرافیای سیاستزدهی کهگیلویه و بویراحمد، گاهی تاوانِ کارنامهی درخشان و ایستادن بر بامِ موفقیتهای کشوری، نه تشویق و بدرقهی محترمانه، بلکه عزل تلخ و شتابزده است! گناه نابخشودنیِ «فرشید کرمی»، معمار روزهای طلایی ورزش دانشآموزی استان، […]
یادداشت ارسالی؛
فرشید کرمی از معاونت تربیتبدنی ادارهکل آموزش و پرورش رفت؛ کمان حذف، به سمت پرتابکننده برمیگردد!
در جغرافیای سیاستزدهی کهگیلویه و بویراحمد، گاهی تاوانِ کارنامهی درخشان و ایستادن بر بامِ موفقیتهای کشوری، نه تشویق و بدرقهی محترمانه، بلکه عزل تلخ و شتابزده است! گناه نابخشودنیِ «فرشید کرمی»، معمار روزهای طلایی ورزش دانشآموزی استان، نه کمکاری بود و نه سوءمدیریت؛ تنها جرمش این بود که صراحتاً در برابر مصادرهی دستاوردهای نظام آموزشی ایستاد.
یادداشت ارسالی – در الفبای سیاست و مدیریت، جابهجایی روی صندلیهای قدرت، نه یک اتفاق عجیب، که یک سنت گریزناپذیر و کاملاً طبیعی است. هیچ مدیری سند ششدانگ میز خود را در جیب ندارد و دیر یا زود، باید جای خود را به تفکری تازهنفس بسپارد. آنچه در این آمدورفتها اهمیت دارد، «چرا رفتن» و مهمتر از آن، «چگونه بدرقه شدن» است. اما در استان ما، کهگیلویه و بویراحمد، گویی گاهی تیغ تیز سیاستزدگی، چنان بر گلوی اخلاق و شایستهسالاری فشرده میشود که حتی آداب اولیهی قدردانی نیز در پیشگاه غرور برخی آقایان ذبح میگردد.
فرشید کرمی، معاون تربیتبدنی و سلامت اداره کل آموزش و پرورش استان، پس از چهار سال دوندگی و خدمت، کنار گذاشته شد.
اگر بخواهیم با عینک انصاف به کارنامهی چهارساله کرمی نگاه کنیم، نمیتوانیم چشمانمان را بر خونی که او در رگهای نیمهجان ورزش دانشآموزی استان تزریق کرد، ببندیم. او از معدود معاونان فعال و میدانی در مجموعه عریض و طویل آموزش و پرورش بود. برای اولین بار در تاریخ این استان، طلسمِ میزبانیهای بزرگ شکسته شد و یاسوج، میزبان مسابقات کشوری طنابزنی و هندبال دختران و پسران گردید. این میزبانی صرفاً یک رویداد ورزشی نبود؛ بلکه بهانهای شد تا زیرساختهای آبرومندی از جمله استراحتگاههای استاندارد، سالنهای غذاخوری و سالنهای تخصصی ورزشی در دل مرکز استان پا بگیرد و به عنوان یک میراث ماندگار ثبت شود.
کرمی نشان داد که با دست خالی و در استانی محروم هم میتوان در سطح ملی آقایی کرد. کسب مقام نخست کشور در زیرساختهای ورزشی برای سه سال متوالی، و ایستادن بر بام ایران در طرح ملی «انرژی پلاس»، تصادفی نبود. این عناوین، محصولِ مستقیمِ یک برنامهریزی هدفمند، تعهد سازمانی و تلاش شبانهروزی او و همکارانش برای ارتقای نشاط، تندرستی و سلامت روان نسلی بود که بیش از هر زمان دیگری به پویایی نیاز دارد.
چه شد که این قطار در حال حرکت، اینگونه بیرحمانه متوقف شد؟
قاعدهی نانوشتهی تلخی وجود دارد: «موفقیتت تا زمانی تحمل میشود که در خدمت شوآف دیگران باشد؛ به محض اینکه جلوی مصادرهی دستاوردهایت را بگیری، حذف خواهی شد.»
گناه نابخشودنی فرشید کرمی، کمکاری یا سوءمدیریت نبود؛ گناه او صراحت لهجه و ایستادگی بر سر حقیقت بود. زمانیکه او در قامت یک مدیر به دفاع از عملکرد وزارت متبوع خود برخورد و با صدای بلند اعلام کرد که «بورسیه دانشآموزان ورزشکار، منحصراً اقدام و دستاورد وزارت آموزش و پرورش است و هیچکس نباید و نمیتواند آن را به نام خود مصادره کند»، در واقع دست روی کسانی گذاشت که عادت کردهاند دستاوردهای نظام آموزشی را در سبد سیاسی و تبلیغاتی خود بگذارند. این استقلال رای و صراحت کرمی، به قبای برخی از مسئولان و مدعیان استانی خوش نیامد و سناریوی حذف او کلید خورد.
همانطور که در ابتدای مقال اشاره شد، تغییر کرمی یا هر مدیر دیگری کاملاً طبیعی است و کسی منکر حق قانونی مدیرکل محترم برای چینش تیم همکارانش نیست. اما آیا پاسداشت چهار سال عرقریزان و ارتقای جایگاه استان در سطح ملی، چنین بدرقهی سرد و برخورد حذفی شتابزدهای بود؟ این نوع رفتارها، چه پیامی به سایر مدیران دلسوز مخابره میکند؟ جز اینکه به آنها میگوید: «فقط بلهقربانگو باشید»؟
آقایان! در عالم سیاست، یک اصل وجود دارد: «بومرنگ رفتارها». گاهی اوقات، برخی تصمیمات و برخوردها، شبیه به تیری است که انسان به صورت عمودی به سمت آسمان شلیک میکند؛ غافل از آنکه این تیر، با شتابی بیشتر، کمانه کرده و دقیقاً بر سر پرتابکنندهی آن فرود خواهد آمد. افکار عمومی و جامعهی فرهنگیان، بهترین و بیرحمترین قاضیان این تصمیمات هستند.