یادداشت مهدی عسکری؛ اجاره بهای مغازهها؛ چالش جدید کسبه در شرایط اقتصادی فعلی/مسئولان دلسوز! امروز، روزِ عمل است مغازهدارانی که سال گذشته را با تورم و وقفههای ناشی از جنگ پشت سر گذاشتهاند، حالا با افزایش قابل توجه اجارهبها تجاری روبهرو شدهاند؛ آن هم در شرایطی که به گفته بسیاری از کسبه، تعداد مشتریان کاهش […]
یادداشت مهدی عسکری؛
اجاره بهای مغازهها؛ چالش جدید کسبه در شرایط اقتصادی فعلی/مسئولان دلسوز! امروز، روزِ عمل است
مغازهدارانی که سال گذشته را با تورم و وقفههای ناشی از جنگ پشت سر گذاشتهاند، حالا با افزایش قابل توجه اجارهبها تجاری روبهرو شدهاند؛ آن هم در شرایطی که به گفته بسیاری از کسبه، تعداد مشتریان کاهش یافته و فروش هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای باشت؛ متن یادداشت مهدی عسکری به شرح زیر است.
با سلام و احترام
با قلبی آکنده از عشق به همنوع و درکی عمیق از سختیهای امروز، این کلمات را تقدیم میکنیم؛ باشد که چون نسیمی آشنا، بر دلها بنشیند و چراغ راهی شود در این شبهای تاریک.
امروز، همه ما در یک کشتی نشستهایم؛ کشتیِ پر تلاطمِ زندگی در این روزگار سخت. کاسب ما، که جان و روح کسبوکارش به همین مردم و همین سرزمین گره خورده، پارهای از وجود همین ملت است. او نیز در کنار ما، با گرانیها، بیثباتیها و فشارهای معیشتی دست و پنجه نرم میکند و دلش از این همه دشواری به درد آمده است.
آنچه امروز بیش از هر چیز نیاز داریم، نه افزایشهای بیرویه و ناعادلانهی اجارهبها، بلکه میدان همدلی، همیاری و همکاری است. اگر اجارهبها، با نگاهی انسانی، عادلانه و بر پایهی عرف و منطق تعیین شود، کاسب نیز با جان و دل، جنس را با قیمتی مناسبتر به دست مشتری خواهد رساند. چرا که او هم میداند وقتی فشار از روی دوش او برداشته شود، میتواند با انصاف بیشتری کنار مردم بایستد. این همان همافزایی واقعی است؛ همان پیوندی که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
مسئولان دلسوز! امروز، روزِ عمل است، نه فقط سخن. امروز باید دست در دست مردم گذاشت و نه از دور، بلکه از نزدیک، دردشان را لمس کرد. مطالبهی ما از شما، مطالبهای صمیمانه، روشن و مسئولانه است: به میدان بیایید؛ مشکلات کسبه را از نزدیک ببینید؛ صدای خستهی دلهایی را بشنوید که زیر بار تورم افسارگسیخته خم شدهاند. نگذارید این سرمایههای ارزشمند جامعه، خرد و نابود شوند.
کاسب، فقط یک فروشنده نیست؛ او ستون یک خانواده است، تکهای از پیکر جامعه است، و بخشی از نبض تپندهی اقتصاد مردم. با چه منطقی میتوان اجازه داد که اجارهبهای سرسامآور، نفس او را بگیرد و او را به تعطیلی و ناامیدی بکشاند؟ این یعنی از دست دادن یک شغل نیست؛ یعنی خاموش شدن چراغ خانهای، یعنی فرو رفتن خانوادهای در سکوتِ نگرانی، یعنی خالیتر شدن سفرههایی که همین حالا هم کوچکاند.
از شما میخواهیم، با همان صمیمیت و صداقتی که مردم به شما اعتماد کردهاند، به این مسائل رسیدگی کنید. قوانین و سازوکارهایی را تقویت کنید که هم حافظ حقوق صاحبان ملک باشد و هم مانع از اجحاف به کسبه و مردم شود. نظارتِ دقیق، عادلانه و مؤثر، تنها یک وظیفهی اداری نیست؛ یک مسئولیت انسانی است.
و اما در پایان…
جانفدا یعنی از خود گذشتن برای ایران؛
یعنی از آسایش خود زدن تا هموطن آرام بگیرد؛
یعنی در گرانیِ نان، در تنگنای معیشت، در سختیِ روزگار،
دل از منافع شخصی کندن و دل به مردم سپردن؛
یعنی وقتی میتوانی سود بیشتری ببری،
اما به حرمتِ رنجِ مردم، انصاف را انتخاب کنی؛
یعنی در این میدانِ بزرگِ زندگی،
هرکس به اندازهی توانش، بارِ دیگری را سبکتر کند.
جانفدا یعنی چراغِ امید را خاموش نکنیم؛
یعنی ایران را فقط با شعار نخواهیم،
بلکه با مهربانی، با انصاف، با همکاری و با گذشت،
روزبهروز آبادتر و عزیزتر بسازیم.
بیایید با هم، در این میدان مشترک، برای ساختن آیندهای بهتر قدم برداریم؛ آیندهای که در آن، همدلی، انسانیت و همکاری، حرف اول را بزند و هیچکس، به خاطر ناملایمات اقتصادی، احساس تنهایی و ناامیدی نکند.
این ندای دلِ ماست؛
ندایی برای ایران، برای مردم، برای روزهای روشنتر.
مهدی عسکری