یادداشت؛ پاسخ عسکری به محمدپورفتح؛ دفاع از عملکرد و رویکرد غلامرضا تاجگردون اجازه ندهیم احساسات زودگذر، دستاوردهای ارزشمند سالهای اخیر را تحتالشعاع قرار دهد به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای باشت، پس از انتشار یادداشت ایمان محمدپورفتح درباره حواشی پتروپالایشگاه گچساران با عنوان «پاسخی بیپرده به نامه غلامرضا تاجگردون؛ اگر بنا بر این بازی فرسوده […]
یادداشت؛
پاسخ عسکری به محمدپورفتح؛ دفاع از عملکرد و رویکرد غلامرضا تاجگردون
اجازه ندهیم احساسات زودگذر، دستاوردهای ارزشمند سالهای اخیر را تحتالشعاع قرار دهد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای باشت، پس از انتشار یادداشت ایمان محمدپورفتح درباره حواشی پتروپالایشگاه گچساران با عنوان «پاسخی بیپرده به نامه غلامرضا تاجگردون؛ اگر بنا بر این بازی فرسوده است، خود را برای روزهای سهمگینتر آماده کن»، مجتبی عسکری در یادداشتی به این مطالب پاسخ داد.
عسکری در این یادداشت با تأکید بر ضرورت نقد و پرسشگری در فضای سیاسی، ضمن دفاع از عملکرد و رویکرد غلامرضا تاجگردون، خواستار قضاوت منصفانه درباره کارنامه سالهای اخیر در حوزه توسعه گچساران و باشت شد.
متن یادداشت مجتبی عسکری به شرح زیر است:
پیش از هر چیز، باید از جسارت و دغدغهمندی ایمان محمدپورفتح در نقد سیاسی تشکر کرد. در جامعه و استانی که صدای نقد و پرسشگری کم میشود، وجود افرادی که جرأت میکنند حرفشان را صریح بزنند، خود یک سرمایه است. فضای سیاسی بدون نقد، به مرداب تبدیل میشود و هر ناظر منصفی میداند که نقد، موتور محرکه اصلاح است.
اما نقد زمانی میتواند سازنده و ثمربخش باشد که برآمده از شناخت دقیق، واقعبینی و انصاف باشد، نه احساسات آنی یا برداشتهای ناقص از پازلی بزرگ به نام توسعه.
آنچه در نقد محمدپورفتح نسبت به عملکرد غلامرضا تاجگردون، نماینده گچساران و باشت، نگاشته شده، در نگاه نخست سرشار از واژگان پرقدرت و جذاب است؛ واژگانی که در ادبیات سیاسی بار معنایی سنگینی دارند. اما پرسش اینجاست که آیا میتوان این مفاهیم کلان را به سادگی بر بستر توسعه منطقهای محروم و در حال رشد همچون گچساران و باشت نشاند؟
آیا میتوان با کلیگویی، سالها تلاش برای آبادانی منطقه را نادیده گرفت و تنها از زاویه یک نگاه نظری به قضاوت نشست؟
مسیر توسعه گچساران و باشت، هموار نیست و هیچ نمایندهای نمیتواند ادعا کند که تمام امور را به بهترین شکل ممکن انجام داده است. طبیعی است که هر عملکردی قابل نقد باشد و هر مسئولی نیز باید پاسخگوی تصمیمها و اقدامات خود باشد.
اما آنچه نمیتوان نادیده گرفت، این است که تاجگردون در طول سالهای نمایندگی، با وجود همه فراز و نشیبها، یکی از فعالترین و مؤثرترین نمایندگان استان در پیگیری پروژههای زیربنایی و عمرانی بوده است.
توسعه در مناطق محروم، صرفاً یک مگاپروژه عمرانی نیست که با چند عکس یادگاری و تخصیص بودجه دولتی به پایان برسد. توسعه در منطقهای مانند گچساران و باشت، عبور از هزارتوی بوروکراسی، باز کردن قفل پروژههای نیمهتمام چنددههای، جذب سرمایهگذار در شرایط دشوار اقتصادی و در نهایت ایجاد فرصتهای شغلی برای نسلی است که میان ماندن و مهاجرت قرار گرفته است.
تاجگردون در این مسیر، دستاوردهایی عینی و قابل لمس داشته که نمیتوان و نباید به سادگی از کنار آنها عبور کرد؛ از تکمیل بیمارستان شهدای نفت و پیگیری طرحهای آبرسانی به دشت باشت و امامزاده جعفر گرفته تا آغاز عملیات اجرایی تونل دیل و باند دوم جاده خیرآباد و پیگیری موضوع عوارض آلایندگی برای شهرداریهای منطقه.
همچنین موضوع پالایشگاه گچساران و آثار اقتصادی و اشتغالزایی آن، از جمله طرحهایی است که نمیتوان در ارزیابی کارنامه توسعهای منطقه، آن را نادیده گرفت.
آیا واقعاً میتوان مجموعه این اقدامات و بسیاری دیگر از تلاشهایی را که در دورههای مختلف برای توسعه منطقه صورت گرفته، صرفاً با عباراتی نظیر «مستی از هیاهوی هواداران» کنار گذاشت؟
نقد عملکرد یک نماینده حق طبیعی جامعه است، اما نقد باید میان «نقص عملکرد» و «انکار عملکرد» تفاوت قائل شود. اگر قرار باشد هر آنچه در یک دوره انجام شده، صرفاً به دلیل اختلاف سیاسی یا رقابت انتخاباتی نادیده گرفته شود، نتیجه آن نه اصلاح امور، بلکه بیاعتمادی عمومی خواهد بود.
از سوی دیگر، در استانی که تشکلهای مدنی رسمی یا وجود ندارند یا بسیار ضعیف هستند و هنوز نقش آنها در فرآیند تصمیمسازی پررنگ نیست، نماینده مجلس عملاً یکی از مهمترین مسیرهای ارتباط مردم با ساختار تصمیمگیری کشور است. نماینده باید همزمان با دستگاههای اجرایی، نهادهای ملی، سرمایهگذاران و افکار عمومی ارتباط داشته باشد و در بسیاری از موارد میان مطالبات متعارض، راهی برای پیشبرد امور پیدا کند.
تاجگردون نیز مانند هر مدیر و سیاستمداری، ممکن است در مواردی دچار خطا شده باشد. ممکن است برخی تصمیمها یا انتصابات او محل نقد باشد و حتی در برخی موارد، ملاحظات انتخاباتی بر شایستهسالاری غلبه کرده باشد. این موارد میتواند موضوع نقد جدی و مستند قرار گیرد.
اما تعمیم این موارد به کلیت عملکرد و تعبیر آن به «تخریب عقلانیت» یا «از بین بردن نخبگان»، نیازمند ارائه مستندات روشن و قابل ارزیابی است.
در سالهای اخیر، نخبگان، دانشگاهیان، معتمدان و چهرههای مختلف اجتماعی و طایفهای در کنار مجموعه مدیریتی و نمایندگی منطقه، در مسیر پیشبرد پروژههای مختلف نقش داشتهاند. اختلاف نظر و نقد میان این افراد طبیعی است، اما نمیتوان همه این تعاملات را صرفاً از دریچه رقابت سیاسی تفسیر کرد.
اگر قرار باشد هر تصمیم و هر انتصاب، تنها با تیغ نظریههای سیاسی و بدون توجه به اقتضائات واقعی مدیریت منطقهای سنجیده شود، عملاً هیچ مدیر و سیاستمداری از تیغ نقد مصون نخواهد ماند؛ چرا که عرصه مدیریت، همواره عرصه تعامل منافع، ملاحظات اجتماعی و گاه مصالحههای اجتنابناپذیر است.
نقد باید باشد، اما نقد منصفانه؛ مطالبهگری باید باشد، اما همراه با شناخت واقعیتهای موجود.
گچساران و باشت برای عبور از مشکلات خود، بیش از هر چیز به همدلی، مطالبهگری عاقلانه و استفاده از ظرفیت همه نیروهای توانمند نیاز دارد. اختلاف دیدگاه سیاسی نباید باعث شود
دستاوردهای قابل دفاع گذشته انکار شود و مسیر پروژههای مهم منطقه تحت تأثیر فضای احساسی قرار گیرد.
اجازه ندهیم احساسات زودگذر و رقابتهای سیاسی، دستاوردهای ارزشمند سالهای اخیر را تحتالشعاع قرار دهد. میتوان منتقد تاجگردون بود، میتوان از عملکرد او ایراد گرفت و حتی با برخی رویکردهایش مخالف بود؛ اما انصاف حکم میکند کارنامه او را با همه نقاط قوت و ضعفش، یکجا و بر اساس واقعیتهای